مرضيه محمدزاده

1021

دانشنامهء شعر عاشورايى انقلاب حسينى در شعر شاعران عرب و عجم ( فارسي )

يكى ز گرزگران « 1 » ، سرش شكسته بهم * يكى تن نازكش زير سُم اسبهاست حسين « ع » لب تشنه شد شهيد در راه حق * به روز حشر و جزا خداش هم خون بهاست به دشت كرب‌وبلا خون خدا « 2 » ريختند * تربت پاكش از آن سجده‌گه ماسواست سرادقى « 3 » را كه بود مطاف روح الامين * تمام نيم سوخته ز آتش اشقياست خيام « 4 » عصمت كه بود گيسوى حورش طناب * گسسته از يكديگر ز ظلم آل زناست پرده‌نشينان دين شدند صحرانشين * شدند زنها اسير غيرت مردان كجاست حضرت زين العباد به حكم ابن زياد * به گردن نازنين فكنده غل از جفاست خاك ستم‌پيشگان رفت به باد فنا * تربت پاك حسين « ع » به چشم ما توتياست « 5 » نيست نشانى ز شمر غير پليدى بلند * ببين رواق « 6 » حسين چون حرم كبرياست به كنج بيت الحزن « 7 » سر به گريبان تن * حقيقت نوربخش نشسته در اين عزاست .

--> ( 1 ) - گرز گران : گرز سنگين . ( 2 ) - السّلام عليك يا ثار اللّه و ابن ثاره . ( 3 ) - سرادق : خيمه . ( 4 ) - خيام : مأخوذ از تازى ، خيمه و سراپرده ، و چادر . جمع خيمه است . خيام عصمت منظور سراپرده‌هاى خاندان عصمت و طهارت است . ( 5 ) - توتيا : سرمه . ( 6 ) - رواق : مأخوذ از تازى ، پيشگاه خانه . ( 7 ) - بيت الحزن : خانه غم و اندوه .